پرويز اذكائى
30
فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )
در خصوص كوه نبشت يا سنگنبشته كه كتيبههاى ميخى مشهور شاهان هخامنشى ( در بيستون و اصطخر و همدان ) و البتّه پيش از ايشان كتيبههاى پادشاهان عيلام و انشان ( در كوههاى مالمير و بختيارى و جز اينها ) خود مبيّن استفادهء مناسب و مقتضى از براى نوشتار و نگارگرى است ، توجيه و تفسير ديگرى جز آنچه فوقا گذشت به نظر نمىرسد . اگر آن نقوش و كتب خارايين را در سرگذشت خود - جاودانه - از براى آيندگان بجا نمىگذاشتند ، با كرور دهور و صدور فتور كه تازشگران و تاراجگران همه چيز را از صامت و ناطق هلاك و فنا نمودند ، معلوم نبود كه اينك چگونه در عرصهء عالم و در معشر بنىآدم مردم ايران مىتوانست سند هويّت ملى - ميهنى ، تاريخى و فرهنگى خود را عرضه نمايد . جاحظ بصرى در سخن از محاسن كتابت و كتب گفته است كه ايرانيان كتاب را بر خرسنگها نگاشته و بر اوراق گياهى نهادهاند ، هرگاه كه آن تاريخى از امرى سترگ يا عهدى از كارى بزرگ بوده ، يا پندى كه اميد سودى بر آن رود ، يا احياء شرفى كه مراد از آن تخليد ذكرى باشد ؛ پس آن نوشته را در دورترين جايها از دست فنا و بيرون از دسترس قضا نهادهاند ؛ و اگر آن حكمتهاى بجامانده و كتابهاى دفتر شده نبود ، هرآينه بيشترينهء دانشها باطل مىشد ، سلطان فراموشى بر پادشاه يادآورى چيره مىگشت » « 1 » . ابن فقيه همدانى ( ح 290 ق ) در خصوص « سند » سنگى ( گنجنامه ) همدان كه گويد آن را « نبشت خدايان » خوانند ، از جمله چنين آورده است : « چنين يافتيم كه آنان ، بدانچه از دانشها ويژگى مىيافتند ، خورسند نمىشدند ، مگر آنكه ما را نيز در آنچه از دانشهاى پيشين و پسين سزاوار يافتهاند ، با خود هنباز كنند . پس نبشتههاى ماندنى از آنها نگاشتهاند . غمخوارگى آنان در اين باب ، همين بس كه مردى از ايشان كه درى از حكمت به رويش گشوده مىشد ، هرچند كه در شهر غير بومى خود مىبود ، باز آن را بر خرسنگى سخت مىنوشت . براى آنكه اگر آن حكمت بر پسينيان به خطا و يا از ميان رود ، ناپسنديده است . پس نبشتههاى ماندنى از دانشها نگاشتهاند ؛ و هنرآفرينههاى ايشان در اين باب ، چونان هنر ساختههاى پدرى است مهربان براى فرزند دلبندش . هم ايشان بنيادهاى نامى و جايگاههاى سرشناس استوار كردهاند ، كه سزاست هماره بر
--> ( 1 ) . المحاسن و الاضداد ، قاهره ، 1324 ق ، ص 3 .